سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
414
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
پانزدهم : آنكه به قول ‹ 479 › خود : ( در اين قسم مفسده كه شرارههاى آن به تمام مسلمين بلكه تمام دين برسد . . . ) إلى آخر . تصريح كرده كه اين جماعت چنان مفسده برانگيخته بودند كه شرارههاى آن به تمام مسلمين بلكه تمام دين مىرسيد . شانزدهم : آنكه به قول خود : ( اگر عمر بن الخطاب هم به سبب بودن مفسدان در آن خانه . . . ) إلى آخر . تصريح صريح كرده به اينكه اين جماعت مفسدان بودند . وبه وجوه ديگر هم عيب اين جماعت از كلامش ظاهر است . بالجملة ; اين كلام شآمت نظام أو از آغاز تا انجام مشحون است به هجو ومذمت وتهجين وتشنيع اين جماعت ، ونسبت فتنه وفساد وبرهم زدن دين واسلام . . . إلى غير ذلك [ به آنها ] ، واز هر لفظ وهر فقره أو - هم به كناية وهم به تصريح - تحقير واهانت اين جماعت توده توده مىبارد ; وأرباب ايمان وايقان نيك مىدانند كه نسبت اين أمور به جناب أمير ( عليه السلام ) - بلاشبهه - عين ناصبيت وعداوت وبغض ، ودليل هلاك وضلال ونفاق است ; وبس است آن براي ثبوت خروج قائل آن از اسلام وايمان به نصوص أحاديث صريحه وروايات صحيحه . هيچ پيدا نمىشود كه فاضل ناصب را آيا اختلاط عقل وخلل دماغ رو داده ، يا در نشاء محبت ثلاثة مدهوش وسراسيمه گرديده ، كه از مذهب تسنن هم دست برداشته ودعاوى سابقه باطله خود را در ولأي أهل بيت ( عليهم السلام ) ، و